کاسپین Caspian

♘امیرحسین♞

♘ مدیریت انجمن اسب ایران ♞
تاريخچه
شواهدي مربوط به وجود يک اسب سواري اوليه و همچنين اسبي که متفاوت با اسبهاي هند و اروپايي باشد در دست است.محققان سالها از وجود نقش يک اسب کوچک روي حجاريها در ايران آگاه بودند اما طراحان اغلب اين طور تفسير ميکردند که حجاري اسبهاي کوچک به دليل کمبود جا بوده است.در بعضي از موارد اين امر ممکن است دليلي براي به تصوير درآوردن اندازه هاي متفاوت باشدهمان طور که اين روش گاهي براي تميز موقعيت دو يا چند تصوير به کار مي رفته است ولي به ندرت در يک حجاري در مورد تنديس ها يا حيوانات رزمي که داراي اندازه هاي کاملا متفاوت هستند به کار گرفته شده است.تخت جمشيد و داراب گرد نمونه هايي عالي از مورد آخر هستند.در حجاريهاي تخت جمشيد اختلاف اندازه بين اسب نيسايي و اسبهاي کوچک ليديايي به 8/21 سانتي متر ميرسد. باتطابق اين مقدار با اندازه هاي طبيعي، اختلاف قد اين دو اسب 40 سانتي متر است.در حجاريهاي اراب گرد که از زمان ساسانيان به جا مانده نيز اختلاف بين اندازه اين اسبها در همين حد بوده است.
در کتيبه داريوش مربوط به 500 سال قبل از ميلاد که هم اکنون در موزه بريتانيا مي باشد، يک جفت اسب کوچک با پاهاي بسيار نازک، گوشهاي کوچک با پيشاني کمي محدب، ارابه داريوش را در حين شکار شير حمل ميکنند و به طور کلي نشان مي دهد که اسبي با اندازه ((پوني)) براي هخامنشيان ناشناخته نبوده است و به احتمال خيلي زياد به خاطر اندازه کوچک و وقار آن مورد توجه است. لازم به ذکر است که تقريبا تمام اسبهاي قديم در مقايسه با اسبهاي جديد به اندازه پوني بوده اند و بنابر اين لفظ پوني در جايي به کار مي رود که به معناي يک اسب نسبتا کوچکتر از حد متوسط باشد. اين موضوع که اسبچه ها در قديم همانند اسبهاي نيسايي براي هر کاري مورد استفاده قرار مي گرفتند مورد شک و ترديد است، چون اسبهاي نيسايي در اندازه و قدرت، بسيار برتر از اسبچه ها بودند.

هرودوت و استرابون اسبهاي ايراني را بسيار تحسين کرده اند و مخصوصا تا کيد فراواني بر اندازه آنها و قدرتشان داشته اند.

تيموني از غزه در قرن ششم پس از ميلاد مي نويسد که دو نژاد مختلف از اسبها در حوالي کرمانشاه کنوني نگاهداري مي شدند.بر طبق نظر آندرسون، اسبهاي ماد داراي اندازه متوسط با گوشهاي کوچک و سري ناهمانند با ساير اسبها بوده اند. اين اسبها شجاع بودند ولي به علت مشکلات تنفسي در محيط گرم زود خسته مي شدند. اسبهاي نيسايي به خاطر اندازه و پاهايشان که بسيار کوبنده است، معروف بوده اند، بنابراين اسبهاي کوچک يک تداوم تاريخي از دوران قبل از هخامنشيان تا حدود غلبه اعراب در قرن هفتم پس از ميلاد داشته اند. از آن به بعد نيز به طور يقين آثار و نوشته هايي در مورد ثبت نژادهاي اسب وجود داشته و به احتمال بسيار زياد دانشمندان ايراني، اسبهاي بسيار با ارزش خود را کاملا فراموش نکرده بودند ولي نوشته هايي که آنان جمع آوري کرده بودند و در کتابخانه ها موجود بود به طور مکرر به وسيله هجوم اقوام مختلف و به خصوص مغولها از بين رفته است.

متني که از يک دانشمند به نام نوئل باقي مانده در مورد چگونگي باقي ماندن اسبهاي کوچک در نواحي خزر اين توضيح را ارائه ميدهد: ((اسبهاي بومي در کلاردشت، نژادي هستند که درابتدا از کرمانشاه آورده شده بودند اما مدتهاست که آنان خصوصيات اصلي خود را از دست داده اند وبا جمعيت بومي آنجا درهم آميخته اند. در آنجا مردم علاوه بر کشت و زرع و پرورش گاو و گوسفند، پوني نيز پرورش ميدهند)). درباره تشخيص بقاياي جانوران در نقاطي که کاوشهاي باستانشناسي انجام ميگيرد اين مشکل وجود دارد که اغلب فقط تپه اي از تکه هاي استخوان باقي مانده است. اين امر به خصوص در مورد بقاياي اسبها مشکلتر ميشود چون در بسياري از موارد تنها استخوانهايي که باقي مانده اند، استخوانهاي دراز متاکارپ و متاتارس مي باشد که اينها نيز اغلب به طور ماهرانه اي به صورت ابزار تراشيده شده اند. همين استخوانها معمولا تنها وجه تشخيص مي باشند. گونه هاي اسب را به طور معمول براساس معيار باريکي استخوانهاي دراز شناسايي مي کنند و به طور مقايسه اي طول و قطر استخوان بررسي مي شود. براين اساس اسبهاي حقيقي معمولا داراي اندازه هاي بزرگتر بوده اند. سپس الاغ و در آخر از همه خر وحشي قرار مي گيرد. هيلز هيمر معيار باريکي استخوان را که مشخص کننده گونه هاي متفاوت Equus از يکديگر ميباشد6/13 قرار داده است که مقادير بالاي اين عدد مربوط به اسب و مقادير پايين تر آن مربوط به الاغ يا خر وحشي ميشود. باوجود اين که بعضي از اسبهاي مربوط به دوران آهن در اروپا داراي معيار باريکي پايين تر از آن مقدار که براي اسب، طبيعي به حساب مي آيد، بوده اند ولي به درستي ميتوان آنان را جزو اسب به حساب آورد چون در آن زمان در اروپاي شمالي الاغ وجود نداشته است. بعضي از محققين اين طور اظهار کرده اند که فقط با اندازه گيري استخوان متارکاپ نميتوان گفت که اسب يا الاغ است. در خاور ميانه و استپهاي روسيه، اين باريکي بيش از حد در استخوان متارکاپ اسب را ميتوان يک مشکل به حساب آورد و در حقيقت براي ساليان دراز اين امر در بين جانورشناسان مورد اختلاف بوده است. دورست در 1904 جانوري از گروه اکوئيد را که خود کشف کرده بود اسب ناميد و نام علمي Equus Caballus Pumpelli را به آن داد اگر چه معيار باريکي استخوان در اين گونه جديد در حد معيار خر وحشي مي باشد هيلز هيمر با اين عقيده که کشف Duerst مربوط به يک اسب مي باشد مخالفت ورزيد و بر اساس معيار باريکي متارکاپ آن را جزو Equus نمي داند. بر طبق اظهار بوکوني با کشف اسب خزر که باريکي استخوان آن حتي از زير پوست و مو مشخص است وجه تشخيص خانواده اکوئيد ها دوباره مورد اختلاف نظر قرار گرفت.برطبق يک مطالعه برروي استخوانهاي اسب خزر اثبات شد که معيار باريکي مربوط به متاکارپ اسب خزر کاملا در حد معيار خر وحشي است و از اين جهت غير ممکن است که بتوان از اين طريق به تنهايي اختلاف بين اسب و الاغ را مشخص کرد.

در رابطه با اين که آيا ميتوان اسب خزر کنوني را با اسبهاي مينياتور قديمي مرتبط دانست مطالعات باستانشناسي و روابط خوني انجام شده است. اگر اين ارتباط سه هزار ساله به طور کامل اثبات شود، اين نژاد از تمام لحاظ منشاء جد تمام اسبهاي مدرن خونگرم امروزي است. از شواهد مربوط به ارتباط اسب خزر با اسب مينياتور هخامنشي علاوه بر ترکيب سر، استخوانهاي محکم و باريک ، سم کوچک و بيضوي و اندازه بدن ميتوان به شباهت شکل آنها با حجاريهاي باقي مانده از دوره هخامنشيان نيز اشاره کرد. اينگونه مطالعات نشان دهنده اهميت اسب خزر و منحصر به فرد بودن اين نژاد مي باشد.

شناسايي و سوابق پرورش اسب خزر

اين نژاد اسب براي اولين بار در سال 44-1343 شمسي توسط خانم لوئيز فيروز و با انگيزه دستيابي به اسبهاي مناسب جهت آموزش سوارکاري و سواري آزاد به کودکان و نوجوانان در اطراف شهرستان آمل به صورت تصادفي مورد شناسايي قرار گرفت. نامبرده به واسطه داشتن تحصيلات در علوم دامي و آشنايي با انواع نژادهاي اسب، به سرعت به ويژگيهاي منحصر به فرد و ارزشهاي خاص اين نژاد پي برد و بر اساس مطالعات و تحقيقات خود در طي مدت کوتاهي جوامع بين المللي پرورش اسب را مجاب به قبول اين نوع اسب کوچک ايراني به عنوان نژادي منحصر به فرد نمود.

در سال 1344 اولين گله از اين نژاد با گرد آوري 5 راس از آنها در نزديکي تهران تشکيل و با افزايش تعداد آنها در سالهاي بعد اولين کتاب انساب آن ها به منظور نظارت ثبت اطلاعات شجره اي و حفاظت از خلوص نژادي آن ترتيب داده شد.
در طي اولين دهه کشف اين نژاد، نام برده به تنهايي به پرورش و تکثير اين نژاد ادامه داده و ظرفيت آن را تا 23 راس افزايش داد. در اين هنگام و در پي تشکيل انجمن سلطنتي اسب، آن انجمن مالکيت و مديريت گله را در اختيار خود مي گيرد. در سال هاي پس از واگذاري مالکيت گله نخستين اين نژاد به انجمن سلطنتي اسب، مجددا گله ديگري در اطراف شهرستان کلاله و در قالب مزرعه شخصي به نام خانم فيروز تشکيل گرديد. در سال 1358 انجمن سلطنتي اسب ادامه فعاليت مزرعه شخصي پرورش اسب کوچک خزر را ممنوع و با ادعاي متولي امر حفاظت از اين نژاد و مديريت تکثير و پرورش آن، اسبهاي گرد آوري شده در مجموعه اخير را نيز به مرکز پرورش اسب متعلق به آن انجمن در شهرستان گنبد کاووس منتقل گردانيد.

بدين ترتيب تا سال 1358 اطلاعات شجره اي و مشخصات 109 راس اسب کوچک کرانه هاي درياي خزر ثبت گرديده بود که از مجموع آن ها 22 راس به خارج صادر گرديه و 7 راس آن از بين رفته بودند.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي به واسطه شرايط خاص حاکم بر منطقه گنبد کاووس و ترکمن صحرا، به خصوص در سال هاي نخستين آن از مجموع اسبهاي اين نژاد تعداد زيادي از بين رفته و باقي مانده آن به جز 2 راس سليمي و يک ماديان همگي يا به فروش رسيدند و يا مفقود شدند، در طي سالهاي بعد بر اثر پي گيري دست اندر کاران مجموعه پرورش اسب اتکا ، سازمان تربيت بدني و همچنين علاقه مندان بخش غير دولتي تعدادي از بقاياي آن ها مجددا در قالب گله هاي کوچک و پراکنده گرد آوري گرديد.

گله متعلق به مجموعه اتکا که پر جمعيت ترين و با ارزش ترين آن ها نيز بود به دليل سياستگذاريهاي خاص حاکم بر مديريت آن، مجموعه را به حراج گذاشته و تقريبا موجودي آن از نظر اسب کوچک کرانه هاي خزر به صفر رسيده است.

در مجموعه موجود در اداره کل سوارکاري و پرورش اسب ساز مان تربيت بدني نيز چند راس از اين نژاد وجود داشته که در طي سالهاي اخير از رشد قابل ملاحظه اي برخوردار نبوده اند. بخش خصوصي و برخي ارگانهاي انقلابي در طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بيشترين سهم را در حفاظت و احيا پرورش اين نژاد داشتند.
در سال 1373 تعداد 33 راس از اين اسبها که در اختيار خانم فيروز بود توسط مرکز تحقيقات جهاد سازندگي استان تهران به منظور پرورش، تکثير و حفظ نسل و تحقيق خريداري گرديد.

در حال حاضر جمعيتي از اين نژاد به صورت متمرکز علاوه بر مرکز تحقيقات نخجير، در کردان کرج، کرمان و مشهد نگهداري مي شود. در سطح روستاها و چراگاههاي محل زيست طبيعي اسب کوچک کرانه درياي خزر اگر چه پرورش اين نژاد اسب تاثيري از فراز و نشيب هاي شرايط اجتماعي و سياستهاي مجريان امر در ارگانهاي مختلف نپذيرفته است، اما توسعه شبکه راه ها و امکان استفاده از وسايل نقليه موتوري انگيزه نگهداري و تکثير انواع اسب از جمله اين نژاد اسب را کم رنگتر از قبل نموده است. با اين حال همچنان شانس دستيابي به اين نوع اسب در اين مناطق وجود دارد.
زيستگاه بومي اسب خزر

اسب خزر همان طور که از نامش پيداست بومي منطقه خزر مي باشد. پراکندگي فعلي اسب خزر از بهشهر در نزديکي دشت ترکمن تا حدود بندر انزلي در غرب درياي مازندران مي باشد. در بهار سال 1344 بررسي همه جانبه اي براي تعيين پراکندگي اسب خزر توسط خانم لوييز فيروز آغاز شد که تا تابستان 1374 ادامه يافت. به جز بررسي هايي که روي جمعيت اسب در اغلب نواحي فلات ايران انجام شد اين بررسي ها در نواحي فوق الذکر سواحل درياي مازندران يعني که جايي که براي اولين بار اسبهاي مينياتوري يافت شدند، نيز انجام پذيرفت.

در اين وسعت جغرافيايي اسبهاي کوچک کرانه درياي خزر به تعداد کم و در ميان جمعيت قابل توجهي از توده نژادهاي اسبهاي تيپ مغولي با قدي کوتاه و اندام زمخت، اسبهايي با قد متوسط و مناسب جهت حمل بارهاي سنگين و همچنين اسبهاي بلند قد و تيپ ترکمني پراکنده مي باشند. در اين نواحي پرورش اسب به صورت متمرکز و بسته انجام نمي گيرد بلکه تقريبا اکثر اسبها به جز فصول کار کشاورزي به صورت آزاد در مراتع و چراگاه هاي طبيعي به چرا مشغول بوده و حالتي نيمه وحشي دارند. در بخشهايي از استانهاي گيلان و مازندران که ييلاق و قشلاق انجام مي گيرد، اسبها نيز همراه ساير دامها به اين مناطق کوچ داده مي شوند.
پراکنش جهاني اسب خزر

گر چه حدود سه دهه از شناسايي و معرفي اين نژاد مي گذرد، در اين مدت توانسته جايگاه ويژه اي در عرصه جهاني پيدا نمايد. و در حال حاضر تقاضاي فراواني جهت خريد اين اسب ها از طرف برخي کشورها وجود دارد که خود دليلي بر ارزشمند بودن اين نژاد منحصر به فرد ميباشد. در سال 1345 با ورود اولين اسب به ايلت ويرجيناي آمريکا حرکت اين نژاد در قرن اخير به ساير نقاط جهان آغاز گشت. در سال 1349 تعداد چهار راس به برمودا و در سال 1350 دو راس به صورت اهدايي به وليعهد انگلستان از طريق مجارستان به آنجا منتقل شدند. در طي سال هاي 1354-1351 تعداد بيشتري از اين نژاد به استراليا حمل شد. در سال 1357 اولين محموله آن وارد کشور نيوزلند شد. از آن پس ديگر اين نژاد از ايران خارج نشد تا در سال 1372 تعداد هفت راس از اين نژاد از طريق روسيه به انگلستان صادر شد و در سال 1373 دو راس از اين محموله وارد خاک بلژيک شدند. در سال 1374 يک رمه بزرگ آن از انگلستان به آمريکا صادر شد و به دنبال آن سيل واردات آن از استرالياي جنوبي و غربي و نيوزلند به آمريکا آغاز گشت. آخرين خبر آن که در سال 1377 اولين صادرات اين نژاد از انگلستان به سويد و نروژ بنيان جديدي را در اروپا پايه گذاري نمود. لازم به ذکر است که گزارشهايي دال بر ورود اين اسب ها به کانادا، برمودا و ژاپن نيز طي چند سال اخير وجود دارد.

وضعيت کنوني اسب خزر

تا کنون آمار کاملا دقيقي از اسبهاي خزر ثبت شده در جهان به صورت مدون اعلام نگرديده است. ليکن به دليل وجود انجمن بين المللي اسب خزر در کشورهاي انگلستان –آمريکا- استرالياي جنوبي- استرالياي غربي- نيوزلند-ايران آمار تعداد موجود به شرح زير مي باشد:

انگلستان 432راس در 13مرکز پرورشي

استرالياي شمالي 93 راس در 5 مرکز پرورشي

استرالياي غربي 50 راس در 7 مرکز پرورشي

نيوزلند 28 راس در 1 مرکز پرورشي

آمريکا 270 راس در 8 مرکز پرورشي

ايران 232 راس

در کتاب انساب خزر ايران از ابتدا تا کنون اين تعداد راس ثبت شده اند که پس از اين تعداد 144 راس آن قابل توجه جستجو و ثبت مجدد بوده اند. در حال حاضر در سه مرکز پرورشي بخش عمده آن متمرکز ميباشند. جهاد سازندگي استان تهران با 60 راس، جهاد سازندگي کرمان با 24 راس و جهاد استان خراسان 6 راس و يک مجموعه خصوصي با 50 راس توليد اسب را انجام ميدهند. (اسب ايراني: لازم به ذکر است که اسبهاي کرمان به خجير منتقل شده و گله مرکز خجير حدود 100 راس مي باشد).

از کل اين مجموعه در جهان بيش از يکصد راس از بين رفته اند و بيش از 200 راس آن پير غير قابل استفاده ميباشند. از آمار کشورهايي نظير برمودا هيچ اطلاعي در دست نيست و چنين به نظر ميرسد که در مجموع ميتوان بر روي 350 راس نريان و ماديان قابل توليد آمار مستندي ارايه داد که در جهان ميتوانندبه عنوان اسب خزر قابل تکثير باشند.

خصوصيات کروموزومي اسب

فاکتور هايي نظير شکل ظاهري، رکورد ها، بررسي و مطالعه نتايج و گروه هاي خوني و مي تواند در مورد شناسايي نژاد ها به کار رود که البته صد در صد قابل اطمينان نمي باشد. در صورتي که مطالعات کروموزومي يک کليد مهم در شناسايي گونه هاست و در شناسايي خانواده اسبها موثر بوده است. از دو گونه اسب، E.prezewalskii داراي 66 کروموزوم و E. Caballus داراي 64 کروموزوم است.يک تجزيه کروموزومي در مورد اسب خزر در آمريکا توسط بومن و در ايران توسط حاتمي منزه - پنديت انجام شده است. بومن 64 کروموزوم طبيعي مربوط به E. Caballus همراه با يک کروموزوم اکروسنتريک در هر کاريوتايپ راگزارش کرده است. مطالعات سيتوژنتيک جديدتر با تعداد بيشتر اسب خزر در دانشگاه شيراز – ايران نشانگر يک محتواي کروموزومي متفاوت بود. در اين مطالعه حاتمي منزه و پنديت دريافتند که بيش از 3/1 اسبهاي مورد مطالعه داراي کاريو تايپي با 65 کروموزوم و بقيه 17/11 داراي تعداد کروموزومي مربوط به E. Caballus بودند. کروموزوم اضافي در اين مطالعه از تيپ متاسنتريک متعادل با دو نوار بزرگ در يک طرف دو نوار بزرگ همراه با يک نوار کوچک تر در طرف ديگر ميباشد. بر اساس اين مطالعات و پژوهشهاي ديگر چنين که اسب خزر ممکن است در اثر آميزش طبيعي تيپ اسبهاي وحشي مغولي با تيپ اسبهاي اهلي به وجود آمده باشد. اما مشخص نيست که آيا واقعا اين آميزش به طور طبيعي صورت گرفته يا به وسيله پرورش دهندگان باستاني اسب به وقوع پيوسته است.

خصوصيات و ويژگيهاي ظاهري اسب خزر

اسب خزر به لحاظ ظاهري، تناسب اندام يک اسب بزرگ را دارد برخلاف بسياري از پونيها که داراي دست و پاي کوتاه و تنه درشت مي باشند، دقيقا يک اسب مينياتوري است که شناخت آن از روي عکس و تصوير به راحتي امکان پذير نيست و از آن جا شناخت زيادي با اسب نژاد عرب دارد، بايد آن را در کنار يک شاخص قرار داد تا بتوان آن را تشخيص داد.

سر کوچک ، چشمها درشت و برجسته، پيشاني کمي محدب و گوشها کوچک است. پوزه آن ها معمولا کوچک و داراي منخرين باز هستند. گردن آن ها معمولا قوس دار، باريک و داراي تناسبي مطلوب مي باشد. يال و دم پر پشت و زيبا ، کمر تا حدودي کشيده و بدن آن ها تقريبا باريک است. اندام حرکتي در عين ظرافت داراي استخوان بندي بسيار قوي و محکمي مي باشد. داراي سم بسيار سفت و بيضي شکل است که احتياج به نعل بندي ندارد. از نظر رنگ اين نژاد به رنگ هاي سفيد، سياه، نيله يا خاکستري، کرنگ، کهر همانند رنگ کرنگ مي باشد فقط يال، دم، دستو پاسياه مي باشد. سمند که همانند رنگ طلايي است فقط مو هاي يال، دم و قسمت هاي پاييني دست وپا سياه است. در اين نژاد تا کنون اسب ابلق ديده نشده است. در ارزيابي بيومتريک اين اسب که بر روي 67 راس انجام گرفت تعداد 46 پارامتر از اندام هاي ظاهر مورد ارزيابي قرار گرفت که عمده ترين آن به قرار ذيل مي باشد.

قد 25/3+27/117 سانتي متر

طول تنه 48/6+63/121 سانتي متر

عمق سينه 3+ 12/59 سانتي متر

دور سينه 51/5+41/134 سانتي متر

طول گردن 45/1+9/43 سانتي متر

طول جانبي سر 73/1+26/43 سانتي متر

طول گوش 47/0+52/13 سانتي متر

طول قلم اندام حرکتي قدامي 37/1+85/19 سانتي متر

طول قلم اندام حرکتي خلفي 26/1+78/23 سانتي متر

در ارزيابي فوق سعي شده تا روش ساده و در عين حال مطميني براي شناسايي و تفريق اسب خزر ابداع شود و با به دست آوردن يک تعريف عددي دقيق، معياري مناسب براي ابعاد بدن اسب خزر ايجاد گردد. اين امر پژوهشگران و پرورش دهندگان اسب را قادر مي سازد تا با چند اندازه گيري ساده و مقايسه آن با جداول تهيه شده ، اسبهاي خزر خالص را شناسايي و تفکيک نمايند.

همچنين به منظور تعيين و تخمين وزن بدن اسب خزر با استفاده از دور سينه يک بررسي روي 39راس انجام گرفت و در نتيجه ميانگين اندازه دور سينه آن ها 41/134 سانتي متر و ميانگين آن ها 92/192کيلو گرم بود. ضمنا جهت تخمين وزن بدن فرمول W=3.26L-244.68 ارايه گرديد که در آنW (وزن بدن) به کيلو گرم و L (اندازه دور سينه) به سانتي متر مي باشد. در نتيجه بررسي که روي ارزيابي بيومتري و همچنين تخمين وزن انجام پذيرفت مشخص شد که در اين نژاد نريانها کوتاهتر و سبکتر مي باشد.

تفاوت اساسي اسکلت اسب خزر با اسکلت ساير نژاد ها

1- اسب خزر فاقد Parietal Crest در جمجمه خود مي باشد.

2- استخوان کتف در اسب خزر پهن تر از ساير نژاد هاي ايراني بوده و بيشتر به استخوان کتف نشخوار کنندگان است.

3- متاکارپ و متاتارس اسب خزر نسبت به قد حيوان بلند تر و باريک تر مي باشد.

4- شش مهره اولي سينه اي داراي تيغه پشتي دراز تر نسبت به ساير نژادها مي باشند و به خاطر همين اختلاف ، جدوگاه در اسب خزر بسيار بالاتر از کپل قرار مي گيرد.

5- سم اسب خزر باريک و بيضي شکل و بيشتر شبيه به سم Equus Asinus مي باشد تا شبيه سم Equus Caballus.

ويژگيهاي توليد مثل اسب خزر

از آن جا که مدت زيادي از کشف و معرفي اسب خزر به عنوان يک نژاد ايراني اصيل نمي گذرد بسياري از خصوصيات فيزيولوژي آن ناشناخته است و در اين زمينه آثار مکتوب اندکي وجود دارد که قابل استناد مي باشد. بر همين اساس لازم است اين خصوصيات توسط محققين کشور بررسي و در دنيا به نام ايران ثبت گردد.

سيکل جنسي در ماديان هاي اسب خزر

به طور کلي ماديان ها حيواناتي پلي استروس فصلي بوده که فعاليت توليد مثلي شان به طور اوليه به صورت فتو پريودي تنظيم مي شودو تحت تاثير عرض جغرافيايي، آب و هوا و به خصوص درجه حرارت قرار دارد، يعني در طول بهار و تابستان فعاليت جنسي سيکليت دارند و در پاييز و زمستان به تدريج از فعاليت تخمدان ها کاسته شده تا به مرحله آنستروس مي روند و تعداد کمي از آن ها در طول پاييز و زمستان فعاليت جنسي دارند. اما ماديانهاي اسب خزر در تمام طول سال از نظر توليد مثل فعال مي باشند.

طول سيکل جنسي ماديان اسب خزر

سيکل جنسي را فاصله بين يک استروس تا شروع استروس بعدي در نظر مي گيرند و در تعريف دقيق تري سيکل جنسي فاصله زماني بين دو تخمک گذاري متوالي با رفتار فحلي و کمترين غلظت پروژسترون يعني کمتر از 1ng/ml است.

با توجه به تعريف فوق محدوده سيکل جنسي در ماديان 22-19 روز با طول متوسط 21 روز است. در پوني ها ميانگين سيکل جنسي 25 روز مي باشد و بر اساس مطالعه اي که اخيرا به منظور تعيين سيکل جنسي اسب خزر انجام شده طول سيکل جنسي در اين نژاد 74/2+07/24 روز بوده است.

بر اساس اين نتايج به نظر مي رسد طول سيکل جنسي در اسب خزر ما بين اسب و پوني قرار دارد و اين يکي از مواردي که ميتوان ادعا نمود اسب خزر نژادي جدا از پوني است.

هر سيکل جنسي شامل دو مرحله متمايز دي استروس و استروس يا فحلي مي باشد.

دي استروس در اسب خزر

طول مدت دي استروس در اسب 14 الي 15 روز و در پوني به طور ميانگين 16 روز مي باشد. در اسب خزر ميانگين طول مدت دي استروس 07/2+07/16 روز مي باشد، که با اسب تفاوت فاحشي دارد ولي با پوني تفاوت چنداني ندارد.

طول مدت فحلي يا استروس

مدت زمان فحلي يا استروس در اسب 7-5 روز و در مورد پوني ها 8 روز و طبق مطالعات اخير در مورد اسب خزر 05/2+1/8 مي باشد که تفسير مقايسه اي آن مشابه طول مدت دي استروس است.

طول دوره آبستني

زمان لقاح اسپرم و تخمک تا زايمان را در ماديان طول دوره آبستني گويند. آماري که در مورد طول دوره آبستني اسب وجود دارد يکسان نبوده و با هم مغايرت دارند. بعضي از اين گزارشات اين دوره را بين 345-329 روز تعيين نموده اند با اين تذکر که دوره آبستني در نژادهاي کوچکتر طولاني تر است. ضمنا عواملي مانند زايش، جنس کره، دو قلو و تک قلو بودن جنين بر روي طول دوره آبستني موثر مي باشد.

بررسي آماري فعاليت هاي ايستگاه تحقيقات اسب خزر در مرکز تحقيقات جهاد استان تهران نشان مي دهد که طول دوره آبستني در ماديان هاي اسب خزر بين 321 تا 347 روز بوده و ماديانهايي که در اواخر تابستان زايمان ميکنند دوره آبستني آن ها کوتاهتر از ماديانهايي است که در فصل زايمان مي کنند.

زايمان

زايمان فرآيندي است که با انبساط گردن رحم و شروع انقباضهاي رحمي آغاز مي شود و با دفع جنين و پرده هاي جفت از بدن مادر خاتمه مي يابد. زمان لازم براي زايمان در بين افراد يک گونه و در بين گونه هاي مختلف متفاوت است. در ماديان نسبت به ساير گونه ها زمان کمتري طول مي کشد.

زايمان در اسب خزر مانند ساير ماديآن ها اکثرا هنگام شب تا صبح انجام مي گيرد. در مدت 4 سال فعاليت در زمينه پرورش اين نژاد حتي يک مورد سخت زايي و سقط جنين مشاهده نشده است.

وزن تولد کره هاي اسب خزر

هر چند که وزن تولد کره اسب مي تواند تحت تاثير وضعيت ژنتيکي مادر و پدر و همچنين تغذيه ماديان در زمان بارداري و سلامت آن قرار گيرد. با توجه به اين موارد از آن جا که تفاوت معني داري از نظر قد و وزن نريان و ماديان ها اسب خزر وجود ندارد و ضمنا از وضعيت تغذيه مناسبي بر خوردار بوده و طبق برنامه عليه بيماريهاي انگلي آن ها مبارزه شده سعي شده که از تاثيرات فوق مبرا باشند. با اين وضعيت ميانگين وزن کره هاي متولد شده اين نژاد بين 5/20 کيلو گرم بوده که کره هاي نر سبکتر از کره هاي ماده مي باشند.

رشد کره ها از تولد تا يک سالگي

بعد از تولد کره ها سعي شده آن ها تا سن 4 الي 6 ماهگي در کنار مادر باشند. و بعد از آن از شير گرفته شوند. و سپس هر ماه آن ها را وزن نموده که ميانگين وزن آن ها تا يک سالگي به قرار زير مي باشند:

در يک ماهگي تقريبا 2 برابر وزن تولد

در سه ماهگي حدودا 5/2 برابر وزن تولد

در شش ماهگي حدود 5/3 برابر وزن تولد

در يک سالگي حدودا 5 برابر وزن تولد و تقريبا نصف وزن يک حيوان بالغ را دارا هستند.

بلوغ جنسي در ماديانها و نريانهاي اسب خزر

ماديان معمولا در 2 سالگي به سن بلوغ مي رسد ولي بعضي از ماديانها ممکن است بعد از يک سالگي در اواخر تابستان تخمک گذاري داشته باشند، به خصوص آن هايي که در اوايل سال به دنيا آمده باشند. تغذيه ناکافي، فشار تمرينات و يا تجويز دارو هاي استروييدي آنابوليک، بلوغ را به تاخير مي اندازد. بر روي تعيين بلوغ جنسي ماديان ها و نريان هاي اسب خزر تحقيقي صورت نگرفته است.

توانمنديها و قابليتهاي اسب خزر

اين نژاد اسب يکي از با ارزشترين انواع اسبهاي اصيل جهان بوده و عليرغم مدت کوتاهي که از شناسايي و معرفي آن به جهانيان مي گذرد علاوه بر ارزشهاي ورزشي و سوارکاري، به واسطه جايگاه ويژه اي که در تاريخ تکاملي اسب دارد، از نظر خلوص ژنتيکي و اصلاح نژادي مورد توجه زياد دست اندرکاران و پژوهشگران قرار گرفته است.

از نظر رفتاري اسبي است بسيار باهوش و در عين حال مهربان و دوست داشتني، بسيار راغب به کار بوده و داراي روحيه عالي، با نشاط و فرمانبردار مي باشد. به طوري که حتي بچه ها هم مي توانند نريانها را سوار شده و به طور گروهي در يک ميدان سوارکاري با هم باشند. اين اسبها مي توانند قدمهاي خود را به جز در چهار نعل سريع، با يک اسب معمولي هماهنگ نگه دارند. توانايي پرش اسبها را تنها مي توان با واژه بسيار عالي توصيف کرد. هم اکنون از اين اسبه در ارابه راني، مسابقات چوگان، سواري بچه ها، پرش مانع و مسابقات زيباي اسب استفاده مي کنند.

تحقيقات انجام شده بر روي اسب خزر

در ميان دامهايي که بشر به نگهداري و پرورش آن همت گمارده، اسب حيواني است که کمتر مورد توجه قرار گرفته در نتيجه از نظر تحقيقات نيز نسبت به ساير دامها فقيرتر مي باشد. اسب خزر نيز از اين قاعده مستثني نبوده و تحقيقات اندکي پيرامون آن انجام پذيرفته تا جايي که هنوز بسياري از فاکتورهاي فيزيولوژژکي، رفتار شناسي، تغذيه و ... آن مشخص نيست و ميطلبد که در اين زمينه ها مطالعات بيشتري صورت گيرد.

منبع:
- اسبچه خزر - به کوشش جلال ميريان، شهرام درداري، محمد رضا دست افشان- سازمان ميراث فرهنگي کشور، پژوهشکده مردم شناسي- 1379
 

mahsa

Member
اسبچه خزر

استان گلستان سرزمين اسب ايران است اما پرورش اين حيوان در اين منطقه رونق چندانى ندارد و شايد به همين دليل باشد كه برخى از اهالى نام «لوئيز فيروز» را هنوز نشنيده اند و نمى دانند كه او را بانوى اسب ايران مى نامند. «لوئيز ليلين» احياگر اسبچه خزر متولد واشنگتن دى سى، فارغ التحصيل دامپرورى از دانشگاه كرنل او را بايد بانوى اسبچه خزر نيز ناميد. زيرا اين شهروند آمريكايى تبار مقيم ايران بود كه براى نخستين بار در سال ۱۳۴۴ هجرى شمسى در سواحل جنوبى درياى خزر اسب كوچكى را تشخيص داد كه تا پيش از آن درهيچ كجاى دنيا ديده نشده بود و بعدها اسبچه خزر نام گرفت. اسبچه خزر از شاهكارهاى خلقت و در آفرينش بى نظير است. اين حيوان با وجود قدى كوتاه يعنى ۹۰ تا ۱۲۰ سانتيمتر، به يك اسب با تناسب بدنى كامل شباهت دارد كه تا بدان روز در دنيا گزارش نشده بود. لوئيز اين اسب را كه كشاورزان محلى با نام «مولكى» يا «پوزكى» به معنى پوزه كوچك، مى شناختند اسبچه خزر ناميد كه البته در تحقيقات گسترده بعدى نام اين حيوان به «اسب مينياتورى درياى خزر» و در نهايت به «اسب خزر» تغيير يافت. اكنون بعد از گذشت بيش از ۴۰ سال، اين اسب كه روز به روز به تقاضاى جهانى آن افزوده مى شود در كنار ديگر اسب هاى ممتاز ايرانى بازار پررونقى در داخل ايران ندارد
در سال ۱۹۶۵ نخستين اسبچه خزر يا كاسپين هورس به وسيله لوئيز تشخيص داده شد. نريانى كه يك گارى پر از سيمان را حمل مى كرد . پس از آن بود كه جست وجو در كشتزارها و روستاهاى مناطق جنوب درياى خزر به ويژه شهر آمل براى پيداكردن نمونه هاى خالصى از اين نوع اسب آغازشد. از آنجا كه كشاورزان در فصل غير كشت اين حيوان را در جنگل رها مى كردند، پيدا كردن آن ها در ميان تعداد زيادى از چهارپايان بومى كه گاه تا نيمه بدنشان در گل و لاى فرو مى رفت بسيار دشواربود. مناطق وسيعى جست وجو شد اما به ندرت در مكانى خاص بيش از يك اسبچه بود. اسبچه هايى كه يافت مى شدند به طور معمول به وسيله كشاورزان محلى براى حمل چوب از كوه و كشيدن گارى هاى سنگين مورد استفاده قرار مى گرفتند و برخى از آن ها ضعيف، زخمى و مريض بودند.كنكاش سال هاى ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ به پيدا شدن ۲۷ كاسپين منجر شد. آن ها به منظور حفاظت، تكثير و مطالعه به يك مجموعه بزرگ سواركارى در تهران كه زمانى خود لوئيز براى سوارى فرزندانش در نوروزآباد تهران تأسيس كرده بود، منتقل شدند و به دليل هوش سرشار، توانايى ورزشى فوق العاده و قد مناسب براى تربيت كودكان سواركار مورد استفاده قرار گرفتند و هم اكنون در كشورهاى اروپايى و بويژه انگلستان اسبچه خزر براى تعليم سواركارى به كودكان، طرفدار بسيار پيدا كرده است
منبع: سایت روزنامه ایران

معرفی اسبچه خزر:

با تحقيقات انجام شده ثابت گرديده كه اسبچه خزر جد تمامي اسبان موجود در دنيا بوده و حتي اسبان عربي كه از قديمي ترين اسبان دنيا مي باشد از اسبچه خزر به وجود آمده اند
شاهان ايران باستان همچون كوروش و داريوش هخامنشي از شهامت و قدرت مانور اين نژاد استفاده كرده آنها را به ارابه مي بستند و به شكار شير مي رفتند
اسبچه خزر از نظر خصوصيات بدني هيچ تشابهي با پوني ها نداشته و كاملاً شبيه به كلاس اسبها مي باشد، لذا به آن اسب مينياتوري درياي خزر اطلاق گرديد و اسبچه خزر به عنوان الگوي تيپ چهار پرورش اسب مي باشند كه قاعده دم آن بالاتر از حد معمول بوده و نيم رخ صورتش مقعر و كمرشان كمي گود مي باشد• اين اسب داراي خصوصيات رفتاري و جسماني بسيار متفاوت از ساير تك سميان مي باشد• اين اسب داراي يك دندان آسيائي اضافي در فك بالا بوده واختلاف قابل ملاحظه اي در شكل كتف دارد در فن استخوان آهيانه سر به شكل به خصوصي مي باشد و استخوان پيشاني گنبدي شكل و سوراخ منخرين از حالت عادي كمي پايين تر بوده و استخوان حدقه چشم گشاد، گوشها كوچك و روي بيني مقعر مي باشد• متوسط ضربان قلب 22 ضربه در دقيقه و تعداد تنفس 6 بار در دقيقه مي باشد! اين اسب داراي سم بسيار قوي، كوچك و بيضي شكل مي باشد، به طوريكه حتي در مواقعي كه روي خشن ترين زمين كار مي كنند، نيازي به نعلبندي ندارند• اين نژاد قادر است در كوهستان به سرعت حيرت انگيزي بدود و همچنين مي تواند از موانع مرتفع و عريض به راحتي بپرد• و از آنجا كه بسيار باهوش و همه فن حريف مي باشد براي سواركاري نوجوانان بسيار مفيد است• اين اسب بسيار دلير بوده و به هيچ وجه در مقابل انسان از اندامهاي دفاعي خود استفاده نمي كند• امروزه اسبچه ها براي سواركاري نوجوانان در تمامي رشته هاي سواركاري، حمل ارابه ها و انجام حركات آكروباتيك در سيركها به كار مي رود• تعداد اسبچه هاي خزر موجود در دنيا تاكنون به700 رأس رسيده كه متأسفانه از اين تعداد، تنها 200 رأس آن در ايران موجود مي باشد
خبرگزاری مهر


هم اکنون چندین نقطه در کشور به پرورش این اسب می پردازند که شامل استان گیلان، مازندران، منطقه خجیر در کرج، اصفهان، کرمان و سیستان و بلوچستان است.
قابلیت و توانایی بسیار بالای این حیوان توجه بسیاری از کشورها را به خود جلب کرده است
قابلیت وتوانایی بسیار بالای این حیوان توجه بسیاری از کشورها را به خود جلب کرده است و از آنجا که خصوصیات کامل یک اسب را داراست و نیز یک اسب کوچک (پونی ) نیست؛ مورد مطالعه آرکئوزئولوژیستهArchae zoologistsقرار گرفته است تا ارتباط بین خزر مدرن و اسبهای کوچک قبل از تاریخ پرشیاPersiaرا مشخص کند.
دانشگاه کنتاکی، اوکلاهما در آمریکا تحقیقات خود را بر روی این اسب آغاز نموده تا نقش اجدادی آن را پیدا کند و روابط تعاملی این نژاد و سایر نژادهای جهان را مشخص کند.
در انگلستان نیز چندین گله از این اسب قبل از انقلاب فرستاده شد و از آنجا به کشورهای استرالیا، نیوزلند وحتی ژاپن و فرانسه نیز برده شد این کشور توانسته است انجمن بین المللی اسب خزر را ثبت کند.
اسبچه خزری مورد توجه محافل اقتصادی و ورزشی دنیا قرار گرفته است
از آنجایی که این اسب قابلیت فراوانی در سوار کاری وپرش استثنایی دارد مورد توجه محافل اقتصادی و ورزشی دنیا قرار گرفته است.
نژاد ترکیبی این اسب نیز با نامEnglish-caspian horse در انلگستان به ثبت رسیده است وآنها به نحوی سعی کردند مالکیت معنوی و مادی آنرا در اختیار بگیرند.


گفت وگو با لوئيز فيروز كاشف اسبچه خزر
بانوى اسب ايران
على گلشن



بيوگرافى
لوئيز ليلين در سال ۱۳۳۶ با يكى از شاهزادگان ايرانى به نام نرسى فيروز ازدواج و به همراه او به ايران سفر كرد. با كمك همسر خود و با توجه به علاقه اى كه به اسب و سوارى داشت مركزى را به نام نوروزآباد در تهران جهت سوارى فرزندانش تاسيس كرد. لوئيز همواره به دنبال اسبى كوچك اندام بود كه براى سوارى كودكان مناسب باشد. سرانجام جست وجو و كنجكاوى اش در اين باره منجر به كشف مجدد نژادى شد كه قدمتى هزاران ساله داشت. او با پشتكار فراوان توانست اسبى را مجدداً به دنيا معرفى كند كه داراى ارزش فراوانى بود. اسب منحصر به فردى كه به مينياتور اسب عرب شباهت دارد و او آن را اسبچه خزر ناميد.


سابقه فعاليت شما در ارتباط با نژادهاى اسب ايران به چه زمانى برمى گردد؟
سابقه آشنايى من با اسب هاى ايران به سال ۱۳۵۴ برمى گردد. ما در ابتدا مركزى را براى آموزش سواركارى به كودكان در نوروزآباد افتتاح كرديم. كار آموزش سواركارى را با اسب هاى بومى ايران آغاز كرديم به دليل اين كه اين اسب ها اخلاق خوب و رفتار آرامى دارند و براى آشنايى كودكان با اسب اين مسئله مهمى است. اسب هايى كه در مزارع و روستاهاى ايران وجود دارند برخلاف اسب هاى خارجى كه در باشگاه هاى تهران مى بينيم بسيار فرمانبردار و صبور هستند. در ابتدا كار را با اسب تركمن شروع كرديم. از منطقه قصر شيرين هم تعدادى اسب كه براى حمل و نقل و قاچاق كالا استفاده مى شدند خريدارى شد. فعاليت هاى ما در حدود پنج سال ادامه داشت. پس از آن نوروزآباد را به انجمن سلطنتى اسب فروختيم. پس از فروش آن محل ناچاراً اسب ها را براى مدت يك سال به كردستان برديم. اسطبل اسب ها در محل نامناسبى در زير زمين قرار داشت، سرماى زمستان هم در آن منطقه براى اسب ها كشنده بود ناچار به نقل مكان اسب ها به محلى مناسب بوديم. روزى يكى از دوستان همسرم به نام حاجى احمد صفايى كه سيس (مربى) اسب بود، ما را براى شكار گراز به تركمن صحرا دعوت كرد. با كمك او زمينى در منطقه قره تپه شيخ از توابع شهر كلاله خريديم. اسب ها به محل جديد برده شدند و فعاليت جدى ما در اين زمينه آغاز شد
.
•امروز در دنيا شما را به نام فردى كه نژاد اسب كوچك كرانه هاى درياى خزر را مجدداً كشف كرد، مى شناسند اين كار چگونه شكل گرفت؟


من همواره براى آموزش سوارى به كودكان دنبال اسبى آرام، صبور و كوچك اندام مى گشتم. در سفرى كه به همراه همسرم به شهر شيراز داشتم، اسب گمشده روياهاى خود را در نگاره هاى تخت جمشيد يافتم. اسب هاى نقش بسته بر روى سنگ مرا بسيار شگفت زده كرد. شگفتى همراه با افسوس زيرا ديگر چنين اسبانى در ايران وجود نداشت. تصوير اين اسب ها هميشه در ذهن من بود تا اين كه روزى در يكى از روستاهاى شهر آمل اسب كوچك اندامى را ديدم كه جهت حمل سيمان به يك گارى بسته شده بود. گويى نگاره هاى تخت جمشيد را از روى اين اسب ساخته بودند. اسب را همانجا از صاحبش خريدم. خوشحالى من در آن لحظه وصف ناپذير بود، زيرا اسب روياهاى خود را يافته بودم. شباهت بيش از حد اين اسب ها با اسب هاى امپراتوران هخامنشى من را تشويق به انجام تحقيقات مفصلى بر روى آنها كرد. تحقيقات خود را با همكارى دامپزشكان، متخصصان ژنتيك و باستان شناسان آغاز كرديم. يكى از موسسات انگليسى به نام (The British Institute of Persian Studies) درباره تحقيقات باستان شناسى بر روى اين اسب ها اظهار علاقه كرد. در اين راستا دكتر «ساندار بوكينى» (Sandor Bokanyi) كه يك جانورباستان شناس (Archaeozoologist) بود و سال ها در روسيه، لهستان، مجارستان و عراق بر روى اسب ها كار كرده بود همكارى خود را با ما آغاز كرد. نتيجه تحقيقات او نشان داد كه اين اسب حلقه واسطى ميان نژاد پرژوالسكى و اكوئوس كابالوس است. عدد كروموزومى اسب خزر ۶۵ بود، در حالى كه كروموزوم هاى دو نژاد ديگر به ترتيب ۶۶ و ۶۴ است. پس از جمع آورى تعدادى از اين اسب ها كار پرورش و اصلاح نژاد آنها آغاز شد. تعدادى نيز به كشورهاى ديگر از جمله انگلستان صادر شد. علاقه خاندان سلطنتى انگليس به اين نژاد منجر به تاسيس انجمن سلطنتى اسبچه خزر شد و به اين ترتيب پرورش اين نژاد در خارج از ايران نيز صورت گرفت
.
علاوه بر مطالعات انجام شده بر روى اسبچه خزر آيا مطالعات ديگرى نيز درباره ساير اسب هاى موجود در ايران انجام گرفت؟ و نتيجه آن چيست؟

بله، در راستاى مطالعات ژنتيكى كه بر روى استخوان اسبچه خزر انجام شد مطالعات ديگرى نيز درباره ساير اسب هاى ايران صورت گرفت. مقايسه اندازه هاى استخوان اسبچه با استخوان هاى يافت شده از مناطق مختلف ايران به خصوص مناطق زاگرس و دامغان نشان داد كه در گذشته سه نوع اسب به عنوان نژادهاى پايه اسب هاى امروزى در فلات ايران وجود داشته است. اين حقيقت آشكار شد كه اسبچه خزر، اسب تركمن و يابو نژادهاى اصلى اسب هاى شرقى بوده اند و از لحاظ ژنتيك چنين چيزى را نمى شود در جاى ديگرى يافت. همچنين تحقيقات دكتر«بوكينى» نشان داد كه اسب عرب در حدود ۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد در منطقه زاگرس وجود داشته و اجداد آنها اسب هاى كوچك اندام كرانه هاى درياى خزر بوده اند. براساس مطالعات استخوان شناسى جدولى نيز از سير تكاملى اسب ها در ايران تهيه شد. اين جدول سير اشتقاق نژادهاى اسب ايران را نشان مى دهد. به عنوان مثال نشان مى دهد اسب سنگين وزن نسايى كه هرودوت بسيار از آن سخن گفته است از سه نژاد پايه نام برده به وجود آمده است. همان اسبى كه امروزه آن را به نام اسب كرد مى شناسيم

www.aftab.ir
 

لادن

Member
اسبان زیبای کاسپین
 

پیوست ها

  • April2006.jpg
    April2006.jpg
    99.6 کیلوبایت · بازدیدها: 5
  • caspinhill.jpg
    caspinhill.jpg
    313.5 کیلوبایت · بازدیدها: 4
  • tacharamareshill.jpg
    tacharamareshill.jpg
    225.6 کیلوبایت · بازدیدها: 3
  • CaspianHorseWPL_Ap4H.jpg
    CaspianHorseWPL_Ap4H.jpg
    18.3 کیلوبایت · بازدیدها: 3
بالا